خــــــــدایا آغوشت را میخواهم

ســــلام

سلام خدای مهربانم!!!

خـــدایا،چندی است که احساس میکنم  از تو دور شدم ،نمیدانم چـــــــرا؟؟؟فقط این را میدانم که این دوری از تــــــو نشانه خوبی نیست.!


خـــــدایا ،چندی ایست که دلتنگ آغوش گرمت شده ام ،آری ،همان آغوشی که که گرمــایش را هیچ آغوشـی ندارد!!!

خـــــدایا سردم،سرد سرد

ایـــــــنجا من بدون تو یخ زده ام...

خـــــدایا پاییز هم من را دوست ندارد ،همان پاییزی که  حتی بهار هم از او دم میزنم!!!

هه.خنده دارست نه؟؟؟

قانون دنیا این شده هرکس یا هرچیز را بیشتر دوست داشته باشی  او تورا دوست ندارد

خدایا  اینجا فقط تو همه را دوست داری!!!


راستـــی خــــدایا تو مرا دوست داری؟؟؟


خلوتم را نشکن


...خلوتم را نشكن...

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه


به صداي نفس شهنامه


به طلوع اخرين افسانه


و غروبي كه در ان


نقش ديوانگي يك عاشق


بر سر ديواري پيدا شد.


خلوتم را نشكن


خلوتم بس دور است


ز هواي دل معشوق سهند


خلوتم راه درازي ست ميان من و تو


خلوتم مرواريد است به دست صياد


خلوتم تير وكماني ست به دست سحر


خلوتم راه رسيدن به خداست

...خلوتم را نشكن...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+شهادت امام محمد باقر (ع) تســـــــلیت باد


پـــــــاییز

مـــــــنــــــ متولد پاییزمــــ

من متولدِ پاييزم،

فصل ِ زردی

فصل ِ بادِ وحشی

فصل ِ شاعرهای پير

فصل ِ نقاشان بی نظير

کس چه می داند!

شايدم بس دلگير!!

 

.

راستي چه کسی می گفت؟

« زندگی تر شدن پی در پی در حوضچه اکنون است »

گويا سهراب هم تر شده بود...!

 

 

من متولد پاييزم

فصل ِ دلسردی عشق

فصل ِ افتادن ِ برگ

فصل ِ تولد ِ رنگ!

 

و تـــو هم، متولد پاييز

تو هم ســرد!

تو هم بــاد!

من متولد پائيزم

فصل ديدن رنگ در بعد نگاه

فصل آرامش دل

فصل غوغای نگاه!

فصل خواهش

 

فصل سايه

فصل باران

بـــاران!



پاییز عاشق ....

زرد است كه لبريز حقايق شده است

تلخ است كه با مرگ موافق شده است

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ...

پاييز ، بهاريست كه عاشق شده است

 

+پاییـــــز را دوستــــــ دارمـــــــ

وهوایـــــ دلمـــــــ مثلـــــــــ هوایــــــــ پاییز ابریستـــــــــ

پاییزیم

ازجنســـــ پاییز

امـــــــروز!!!


امروز

امروزصدای آهنگهای لس آنجلسی آنقدربلندست که فریادهای«حاج مهدی باکری» بگوش نمیرسد!!!امروزه همه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!!امروزنام شهیدرا برای اینکه بچه هاخشونت طلب بارنیایند ازکوچه ها برداشته ونام نگین وجاویدمیگذارند!



امروزستارگان هالیوود آنقدرزیادندکه دیگر کسی ستارگان

درخشان کربلای ایران را نمی بیند!!امروزهمه به دنبال کسب نام هستند و گمنامی فقط برای شهدا به ارث رسیده است!!!امروزجانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!!!
امروز کسی نمیداند،مهدی باکری دروصیت نامه خود ازخدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!!امروزکسی نمیداند،شب عملیات خیبرحاج مهدی باکری،برادرش حمید باکری راجاگذاشت ورفت!!!امروزکسی نمی داند مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری

را داشت!!!




امروز کسی نمی داند تکه های پیکر شهيدي را درون گونی


برای خانواده اش فرستاده بودند!!!



امروز مانتو ها روز به روز تنگ تر و کوتاه تر می شود!!!



امروز قرن ۲۱ است!!!



در روایات آخر الزمان هست



 که همه از آمدنت نا امید می شوند بعد می آیی


آقا جان!


ما نا امید نیستیم.


بیا آقا.............................
بیا آقا