هرروز زیارت عاشورا بخوانید

هر روز زیارت عاشورا بخوانید...

حضرت آیت الله شیخ جواد ابن شیخ مشكور، از بزرگان علماء و فقهاء نجف اشرف و مرجع تقلید جمعی از شیعیان عراق بود كه در سال 1337 رحلت نمود.
آن مرحوم در شب 26 ماه صفر سال 1336 در نجف اشرف در خواب حضرت عزرائیل را میبیند، پس از سلام از او میپرسد از كجا میآئی؟ میفرماید: از شیراز و روح میرزا ابراهیم محلاتی را گرفته ام، شیخ میپرسد: روح او در برزخ در چه حالیست؟ میفرماید: در بهترین حالات و در بهترین باغهی عالم برزخ، خداوند هزار فرشته ماءمور كرده كه از او فرمان میبرند، گفتم: بری چه كاری شایسته چنین مقامی شده است آیا بخاطر مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد؟ فرمود: نه، گفتم: بخاطر نماز جماعت و رساندن احكام به مردم فرمود: نه، گفتم: پس بری چه فرمود: جهت خواندن زیارت عاشورا. (مرحوم میرزی محلاتی در سی سال آخر عمرش زیارت عاشورا را هیچ روزی ترك نكرد و اگر روزی بخاطر بیماری یا امر دیگری نمی توانست بخواند، نایب میگرفته است).
آن عالم بزرگوار از خواب برخاسته فردا به منزل آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی میرود و خواب خود را نقل مینماید،
آیت الله شیرازی گریان میشود، علتش را میپرسند، میفرماید: میرزی محلاتی از دنیا رفته است و ایشان استوانه فقه بود،
یكی گفت: این خوابی بوده كه واقعیت آن معلوم نیست، ایشان فرمود: بله خواب است اما خواب شیخ مشكور است نه افراد معمولی، فردی آن روز بوسیله تلگراف خبر فوت میرزی محلاتی از شیراز به نجف اشرف میرسد و راست بودن آن خواب آشكار میگردد.
این داستان را جمعی از فضلاء نجف اشرف از مرحوم آیت الله سید عبدالهادی شیرازی - ره - كه در منزل آیت الله شیرازی و آمدن آیت الله مشكور و نقل خواب خود حضور داشته است نقل نمودند

یا اله العالمین

یا اله العالمین


شیطان به خدا گفت:

چگونه است که بندگانت تو را دوست می دارند و تو را نافرمانی می کنند در حالی که با من دشمن اند

ولی از من اطاعت می کنند؟

خطاب رسید که ای ابلیس به واسطه همان دوستی که با من دارند و دشمنی که با تو دارند از نافرمانی

های آنان در خواهم گذشت...

(بعد این همه آلاخون بالاخون شدنا تو مسیر زندگی فقط میتونم بگم :)

اللهم انی اسئلک ان تختم لی بالسعاده فلا تسلب منّی ما انا فیه

به رحمتک یا ارحم الراحمین

آلبرت انیشتن

آلبرت انیشتین(صحبتی درباره وجود شیطان)
چه کسی شیطان را خلق میکند؟

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز

وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت

کند که عقیده به مذهب افسانه وخرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا ...........
ادامه داد تا ثابت کرد که تاریکی ار نبود نور است.
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.

>>آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.<<

خدا کجاست؟؟؟؟


به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست، خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست.

به دنبالش نگرد، خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست

خدا در قلبی است که برای تو می تپد، خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد، خدا آن جاست

در جمع عزیزترین هایت، خدا در دستی است که به یاری می گیری، در قلبی است که شاد می کنی، در لبخندی است که به لب می نشانی.

خدا در بتکده و مسجد نیست، گشتنت زمان را هدر می دهد، خدا در عطر خوش نان است، خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی، خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن، خدا آن جا نیست


پیامی از سوی خدا به بنده های دل شکسته.... 

پله پله تا ملاقات خدا

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم.

هنوز خدایت همان خداست!

هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.

و جنسش عوض نمی شود ...

و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...

و تو مرا داری ...برای همیشه!

چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!

پروردگارت ...

با عشق !

اولین لعن کنندگان به آن دو اهلبیت بودند

فاطمه زهرا سلام الله علیها خطاب به اولی فرمود:

به خدا قسم در هر نمازم بر تو نفرین می کنم «الامامه و السیاسه ص۲۰»


ابو حمزه ثمالی از امام سجاد(عليه السلام) سوال کرد: از شما سوال می کنم درباره فلانی و فلانی

( اولی و دومی) حضرت فرمودند: لعنت خدا به تمام لعنت هایش بر آن دو باد.

«بصائر الدرجات ص۲۶۹»


امام باقر (عليه السلام) فرمودند: به خدا قسم هیچ یک از ما از دنیا نمی رود مگر غضبناک باشد

بر آن دو و هیچ روزی بر ما نمی گذرد مگر آنکه نسبت به آن دو ( اولی و دومی) خشمگین

هستیم و بزرگانمان به کوچکترها به این امر سفارش می کنند.

لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو باد«اصول کافی ج۸ ص۲۴۵»


ورد بن زید ( برادر کمبت بن زید شاعر اهل بیت) گوید: پرسیدم از امام باقر (عليه السلام) درباره

فلانی و فلانی ( اولی و دومی) حضرت فرمود: هرکس بداند که خداوند حکیم و عادل است از

آن دو بیزاری می جوید و هیچ قطره خونی نیست که ریخته شود مگر آنکه به گردن آن دو

( اولی و دومی ) باشد «بحار ج۳۰ ص۳۸۳»

چـــــــــی شد که چادری شـدم!!!!


-اگه گفتي چي شد كه چادري شدم؟
-شايد گفتي كه با چادر خوشتيپ ترم.
-نچ
-لابد گفتي كه حجابت اينطوري كامل تره.
-نچ
-اوني كه دوسش داري و دوست داره بهت گفته اگه چادر سر كني بيشتر دوست دارم.
-نزديك شدي
-گفتم كه همه اين حرفا سر ازدواجه...
-باز دور شدي
-پس چي؟
-من چادري شدم تا شبيه حضرت زهرا بشم و حضرت زهرا و حضرت محمد و حضرت علي و ائمه منو بيشتر دوست داشته باشن.

واژه سکــــــــــــــوت

گاهی اوقات دیگران از تو چیزی می پرسند که جواب دادن به اونا خیلی سخته وباید سکوت کنی اما سکوت پرز حرف های ناگفته است که فقط یک نفر  اونو می فهمه و برای تو کافیه  وخیلی خوشحال میشی که میدونی بدونه این که کسی بفهمه حرفات و به یکی گفتی بی آن که خجالت بکشی واین است که فقط یک نفر واژه ی سـکــــــــوت رو میفهمه  واون کسی نیست جز خــــــدای مـــن

چند نمونه از اعجاز های علمی قرآن

دوستان خواهش کرده بودند که مطالب علمی ای بذاریم که دین رو ثابت کنه ،من هم مقاله ای تهیه کردم که دین رو ثابت میکنه امیدوارم خوشتون بیاد..........لطفا دیدگا هتون رو نسبت به این مطلب بگید.

 

آیا اهن در زمین بوجود آمده است ؟

  






انوشته هاي دكتر زغلول نجار

این گونه تصور می شود که زمانی زمین قسمتی از خورشید بوده و بعد از آن جدا شده است بنابراین دانشمندان فکر می کردند که آهن در خورشید تشکیل شده اماغلط بودن این تفکر به اثبات رسید زیرا دمای سطح خورشید 6000 درجه سلسیوس است و دمای هسته آن بین 15 تا 16 میلیون درجه سلسیوس است و با این دما آهن نمی تواند شکل بگیرد. کل دمای منظومه شمسی به اندازه ای نیست که آهن را به وجود بیاورد.

جهان ما از 74% هیدروژن و 24% هلیوم تشکیل شده و بقیه آن که 2% است را 105 عنصر دیگر تشکیل می دهند.دانشمندان با بررسی خورشید دریافتند که فقط دارای هیدروژن و هلیوم است و می دانند که اتم های هیدروژن به هم پیوند می خورند و هلیوم را به وجود می آورند و عمل جوش هسته ای در خورشید تا زمانی که هیدروژن وجود داشته باشد ادامه می یابد و بعد از آن به یک غول قرمز تبدیل می شود و ماه و دیگر سیارات را می بلعد. قرآن کریم قبل از یافته های علمی به این رخداد نجومی اشاره کرده است.

خداوند در قرآن می فرمایند: "و خورشید و ماه یکجا جمع می شوند."[القيامة:  9]

ماه و خورشيد يکی خواهند شد:

وقـتـی خورشيد امتداد پيدا می کند و بزرگ می شود ابتدا عطارد را می بلعد که در فاصله 58 ميليون کيلومتری آن قراردارد. بـعـد زهره را می بلعـد که در فاصله 108 ميليون کيلومتری آن قرار دارد. و بعـد نوبت ماه میرسد و ماه را می بلعد.  در آن زمان البته فاصله ماه تا زمین بیشتر از آنچه امروزه هست خواهد بود، چون ماه هر سال 3 سانتیمتر از زمین دور می شود. و به اين ترتيب ماه و خورشيد يکی خواهند شد.

خورشيد از هـيـدروژن و هلـيوم تشکيل شده است. بدليل دمای بـسـيـار بـالای درون آن پيوسته هيدروژن آن تجزيه میشود و به هليوم و حجم عظيمی از انرژی که گرما و نور و تشعشعات بـاشـد تبديل میشود. هـيـدروژن آن روزی تـمام می شود و منبع هليوم آن متلاشی می شـود و دمـای آن بالا میرود. بـه دليل افـزايـش دما بخش (انبار) هـيدروژن به بيرون هل داده می شود و خورشيد گسترش پيدا می کند و غـول آسایِ سرخ رنگ می شود. بعد دوباره کم کم جمع می شود و بعد دوباره امتداد پيدا می کند و بعد دوباره جمع و کوتوله سفيد رنگ میشود. (عمر خورشيد 5000 مـيـلـيـون سـال ديـگـر بـرآورد می شـود. ايـن تـخـمـيـن  با بررسی انواع انفعـالات هــسـتـه ای مـوجـود در خورشيد و در ترکيب خورشيد و حساب اشعه های خارج شونده از آن، و حساب جرم آن زده شده است و بستگی به اين دارد که: اولاً خورشيد پيوسته هـمـيـن اندازه از ماده را تجزيه کند. و ثانياً: نحوه تجزيه و فعل و انـفـعالات درون خورشيد پيوسته به هـمين منوال کنونی خود ادامه داشته باشد. و اين چيزی است که انسان از آن مطمئن نيست).

خورشید قط یک توپ پر از گاز است که هرگز دارای آهن نمی باشد و آهن موجود در زمین به گونه ای دیگر به وجود آمده است. آهن برای به وجود آمدن به دمای 600 میلیون درجه نیاز دارد. دانشمندان می گویند که چنین درجه حرارتی فقط در ستاره هایی پیدا می شود که جرمشان سه برابر خورشید است.در این ستارگان جوش هسته ای با تبدیل هیدروژن به هلیوم شروع می شود و این جوش تا زمانی که آهن تشکیل شود ادامه می یابد و آهن نمی تواند به عنصر سنگین تر تبدیل شود زیرا بیشترین دمای انقیاد را دارد.اتم های آهن برای تشکیل نیاز به انرژی دارند بنابراین تعادل داخل ستاره به هم می خورد و ستاره به یک ابرنواخترتبدیل می شود و شهاب هایی که دارای آهن و دیگر فلزات هستند به وجود می آیند و با زمین و دیگر سیارات برخورد می کنند.

بنابراین آهن از یک محلی دیگر به زمین آمده است

خداوند در قرآن می فرمایند:{وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ}[الحدید:25]

 و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویی است سخت و سودهایی برای انسان ها..."

سپس زمین در اثر برخورد شهاب های دارای آهن دارای گرد وغبار زیادی شد و شهاب ها با سرعت زیادی که داشتند به طرف مرکز زمین رفتند.

خداوند در این آیه قرآن از لطفی که به ما با فرستادن آهن داشته سخن می گوید. در حالی که عناصر دیگری هم برای ما فرستاده است سوال این است که چرا فقط به آهن اشاره کرده است؟

جواب سوال توسط Michael Dentonمیکروبولوژیست در کتابش به نام Nature’s Destiny داده شده است. در بین تمامی فلزات هیچ فلزی به اندازه آهن برای  حیات مهم نیست. تجمع آهن در مرکز ستاره باعث انفجار و ایجاد یک ابرنواختر می شود و در نتیجه اتم های مهمی را برای زندگی در کیهان پراکنده می سازد. جاذبه باعث کشیده شدن اتم های آهن به سمت مرکز زمین شده و گرمایش مرکز زمین را عامل گردیده است و باعث تفاوت در ترکیب شیمیایی زمین گردیده و به دنبال آن گازهایی به طرف جو زمین متصاعد شده و در نتیجه باعث به وجود آمدن آب روی زمین شده است. آهن مذاب مرکز زمین مانند یک محرک بزرگ برای میدان مغناطیسی زمین عمل کرده و باعث به وجود آمدن نوارهای تشعشعی ون آلن (Van Allen radiation belts) . خود این کمربندها به عنوان سپری در مقابل تشعشعات پر انرژی و مخرب کیهانی هستند و لایه ازن را در برابر این ها محافظت می کند.

بدون وجود اتم آهن هیچ گونه زندگی بر پایه کربن در کیهان به وجود نمی آید.همچنین هیچ گونه ابرنواختری به وجود نمی آید و گرمایش زمین حاصل نمی شود و آب های زمینی و جو زمین به وجود نمی آمدند.بدون وجود این عنصر حیاتی، میدان مغناطیسی زمین به وجود نمی آمد و کمربند ون آلن تشکیل نمی شد، لایه ازنی نداشتیم، هموگلوبین خون به وجود نمی آمد و هیچ متابولیسم اکسایشی ایجاد نمی شد.

همکاری و رابطه نزدیک بین آهن و حیات، بین رنگ قرمز خون و مردن ستارگان دور، رابطه فلز را با زیست شناسی آشکار می سازد.

یک معجزه عددی

آنچه گفته شد یافته ای جدید علمی بود که در قرآن به آن اشاره شده است.مقاله های بسیاری در مورد این قضیه نوشته شده است و ثابت می کند که قرآن از طرف خداوند نازل شده و معجزات علمی دیگری از قرآن آشکار خواهد شد. به اعتقاد من جنبه هایی از قرآن که هنوز کشف نشده است مهمتر می باشند.قرآن کریم مانند ساختاری برای جهان می باشد. هر کلمه و هر حرف و هر سوره در رابطه با معجزات علمی می باشد. دانشمندان در تلاش هستند تا معجزات علمی دیگری از قرآن مجید استخراج کنند. به عنوان مثال در رابطه با آهن یک معجزه عددی در قرآن وجود دارد.

سوره حدید، آیه 25 که در مورد آهن است دارای دو کد ریاضی جالب می باشد. الحدید سوره شماره 57 قرآن کریم است. جمع حروف ابجد کلمه الحدید نیز 57 می باشد.

جمع حروف ابجد کلمه حدید به تنهایی 26 است و عدد 26 نیز عدد اتمی آهن است.

برگردان: احسان اشرفي

منبع:وبلاگwww.gabrielmmjj.blogfa.com

سلام دوستان میخواستم قالب وبلاگ رو عوض کنم به نظر شما از کجا قالب بگیرم؟

اذان

در خواب بو دم که صدای اذان مرا از خواب بیدار کرد خیلی خوابم می آمد گفتم :یه کم دیگر بخوابم اما وقتی صدای موذن را شنیدم که میگفت: حی علی صلاه یعنی بشتاب بسوی نماز از  بلند شدم نشستم  کمی به صدای اذان گوش فرا دادم چه آرا مشی  تابه حال هیچگاه اینقدر باتمر کز  به صدای اذان گوش نکرده بودم چه چیزی مهمتر از گفتگوی من با خدا ،پس از جا بلند شدم ورفتم تا وضو بگیرم صورتم  را که شستم انگار مثل ماهی بودم که به دریا بازگشته حس خوبی داشتم خلا صه وضویم را گرفتم چادم را به سر کردم وسجاده را پهن کردم نیت کردم و الله و اکبر گفتم  شروع به خوندن حمد کردم ام افکار های دنیوی وشیطانی نمی گذاشت من گفتگوی خوبی با خدای خود داشته باشم  هرچه سعی میکردم  فکرم را جمع وجور کنم نمی توانستم انگار شیطان مغزم را به دست گرفته بود و هر کاری می خواست با او میکرد مدام ومدام این فکر ها به سرم می زد ،چه درسی دارم ؟ یادم باشد لباس هایم را داخل کمدم بگزارم و خلا صه امان از دست شیطا ن که اگر  کسی را گرفتار کند به این زودی ا رها نمی کند یاد معلم دوران دبستانم افتادم که می گفت در نما ز هر چه را بر زبان می آورید معنی آن را در زهن خود مرور کنید تا حواستان جای دیگر نرود چند باری این کار را انجام داده ام نسبت به دفعه های قبل که ا ین کا را انجام نمی دام بهتر شده بود وکمی فکرم بیشتر با خدا بود وآرا مشم بیشتر شده بود از حالا به بعد سعی میکنم نماز هایم را اینگونه بخوانم و د ر خواندن نماز سستی نکنم .

حالت های بدن در حال خواندن نماز

«رامشاندرن» در تحقیقی که در مورد وضعیت بدن انسان هنگام نمازخواندن، با مجموعه‏ای

از پژوهشگران آمریکایی انجام داد، به فعالیت بیشتر مغز انسان و آرامش روحی هنگام نماز

آگاه شد. در این تحقیق علمی، مشخص شدن این وضعیت پس از 50 ثانیه از آغاز نماز

آشکار می‏شود. در این تحقیق آمده است: میانگین ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به

صورت مشترک در حین نماز بین20 الی 30 درصد کاهش می‏یابد و همچنین پوست بدن

مقاومت بیشتری پیدا می‏کند. همچنین در عکس‏هایی که از مغز در هنگام نماز گرفته شده

است، فعالیت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهی در مقایسه با حالت‏های عادی افزایش

پیدا می‏کند و نورون‏های عصبی به صورت نورانی در اشعه‏های دریافتی از مغز به نمایش در

می‏آید. روزنامه "واشنگتن‏پست" در این رابطه نوشت: این تحقیقات علمی اسرار نهان مغز

انسان را روشن می‏کند. روزنامه "ساینس" نیز در شماره گذشته خود با تقدیر از اینگونه

تحقیقات بر رابطه قطعی دین و علم تاکید کرد

عواقب سبک شمردن نماز


پیامبر گرامی اسلام(ص) در آخرین لحظات عمر خویش فرمود: از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در خواندن آن کوتاهی کند و در حوض کوثر، بر من وارد نشده و شفاعت من به او نخواهد رسید.

امام صادق (ع) فرمود: چون بنده ای به نماز ایستد و نمازش را سبک و سریع بخواند خداوند به ملائکه اش می فرماید: به بنده ام نگاه نمی کنید، گویا حوائجش را از دیگری می خواهد در حالی که حوائج او به دست من است.

روزی رسول خدا در مسجد نشسته بود، مردی وارد شد و مشغول نماز گردید و رکوع و سجودش را کامل به جانیاورد. رسول خدا(ص) فرمود: او چون کلاغ بر زمین نوک زد و اگر با چنین نمازی بمیرد به غیر دین من خواهد مرد.

منبع:عرفان و عبادت

بازنشر: سایت تفریح و سرگرمی کاشمر پاتوق

امــــــــــــــــــام حســـــــــــین (ع)


این هم عکسی از نماز ظهر عاشورا ی اما حسین (ع)وعکس دیگری از حرم مطهر این بزرگوار ....من خودم خیلی دوست دارم برم کربلا به همین دلیل گفتم وبلاگ من از  یاد امام حسین بی نصیب نمونه بالا خره امام حسین جونش رو برای نماز داده وحتی درجنگ هم نماز رو رها نکرده.امید وارم ماهم از اما م حسین الگو بگیریم ودر خوندن نماز به هیچ وجه سستی نکنیم.

آیت اله طالقانی




آیا میدانید اولین نماز جمعه به امامت آیت اله طالقانی در25/4/1358 برگزار شده

حافظنامه


بر آن شدم تا از امروز بخشی رو به وبلاگ اضافه کنم به نام حافظنامه که امیدوارم بتونه نظرتونو جلب کنه :

می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند         به عذز نیم شبی کوش و ناله ی سحری

دعــــــــای گوشه نشینان بلا بگـرداند        چرا به گوشـــه چشمی به ما نمی نگری

نــــــــــــــماز عشــــــق


نماز عشق

هوا گرگ و ميش بود ،پس از سپري كردن يك شب سخت عملياتي ،تازه از اول صبح آتش شديد دشمن از پاتك سنگيني داشت.رزمنده عرف و دلاور ورزشكار ،حسن توكلي كنار من آمده تيربارش را به من داد و گفت:
� با اين ،سر عراقي ها را گرم كن تا من نمارم را بخوانم �
شروع به تير اندازي كردم وبا گوشه چشم مراقب احوال خضوع و خشوع او بودم، برروي خاكريز تيمم كرد ودر حالت نشسته به نماز عشق پرداخت. كمي تيراندازي كردم وباز متوجه توكلي شدم .
ركعت دوم بود.دستهايش را بالا آورد قنوت مي خواند از شدت گريه شانه هايش را كه مي لرزيد بخوبي مي ديدم ،تير اندازي را قطع كردم ببينم چه دعايي مي خواند :
� اللهم ارزقني شهاده في سبيلك ، اللهم ارزقني شهاده في سبيلك ... �
به حال خوشش افسوس خوردم ،رفتم ودوباره به دشمن پرداختم باز نگاهي به توكلي كردم جلوي لباسش خوني بود ! به آرامي جوي خون از زير لباسش روي زمين جاري و او در حال خواندن تشهد و سلام بود دلم نيامد دو ركعت نماز عشق او را بشكنم .
مترصد شدم سلام بدهد به كمكش بروم .در حالي كه مي گفت : �السلام ... عليك... م ورحمه ... الله ...بركا... ته � به حالت سجده بر زمين افتاد .
جسد آغشته به خون اين شهيد عاشق را كناري خواباندم در حالتي از اين دعاي سريع الاجابه متحير بودم .

 

اثــــــــــــبات خــــــــــــــدا


یک پرنده کوچک که در زیر برگ ها نغمه سرای میکند برای اثبات خدا کافی است

ویکتور هوگو

چــــــــــــــرابایـــــــــــدنــــــــــــــماز بــــــــخوانـــــــــیــم

عزیزان مطالب زیبای برای شما تهیه کردم برای این که چرا نماز میخوانیم امیدوارم خوشتون بیاد واستفاده کنید

حث درباره فلسفه و حكمت نماز در واقع آشنایى با اسرار و رموزى است كه در این عمل عبادى نهفته است . باید توجه داشته باشیم كه خداوند متعال هیچ دستورى را بدون حكمت و علت بر بنده‌اش واجب و یا حرام نمى‌سازد. در این شكی نیست كه وقتی خداوند عملی را برای انسان واجب می‌كند قطعا برایش سود و فایده بسیار دارد و بالعكس وقتی عمل و یا چیزی را حرام می‌كند یقینا ضرر بسیاری برای انسان دارد و همین طور است مواردی كه مكروه و مستحب اعلام شده‌اند. در این زمان كه علم پیشرفت كرده؛ بسیاری از علل و سود و زیان‌هایی برای اعمال ذكر می‌شود كه نشانگر حكمت و فلسفه حرام و واجب شده اعمال و برخی چیزهاست.

شایان ذكر است كه انسان مومن و متعهد، در مقابل پروردگار روحیه تعبد و تسلیم پذیری دارد و نیازی به دانستن علل و حكمت احكام ندارد، گرچه دانستنش هم مشكلی ندارد. ولی اصل بر تعبد در برابر خداوند است. 

در این شكی نیست كه وقتی خداوند عملی را برای انسان واجب می‌كند قطعا برایش سود و فایده بسیار دارد و بالعكس وقتی عمل و یا چیزی را حرام می‌كند یقینا ضرر بسیاری برای انسان دارد و همین طور است مواردی كه مكروه و مستحب اعلام شده‌اند.

خداوند، خالق تمام هستی است و همه موجودات به خالقیت خدا اعتراف دارند و خدا را تسبیح می‌كنند:

«یسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزیز الحیكم؛ تسبیح مى‌گوید خدا را آنچه در آسمان‌ها و در زمین است آن پادشاه پاك عزیز حكیم را.»(1)

حال وقتی كه همه موجودات، خدا را تسبیح می‌گویند و او را عبادت می‌كنند ؛ آیا جا ندارد انسان كه اشرف مخلوقات است در برابر خداوند اظهار بندگی و عبودیت نماید و هیچ بودن خود را به منصه ظهور برساند و در مقابل پروردگارش خاكساری نماید؟

امام رضا (علیه‌السلام) در حدیثی علت اقامه نماز را اینگونه بیان می‌فرمایند: «علة الصلاةِ انَّها اقرارٌ بالربوبیّة لله ـ عزّوجل ـ و خلعُ الانداد و قیامٌ بین یدى الجبّار جلّ جلاله بالذّل والمسكنة والخضوع والاعتراف؛ علت نماز، اقرار به ربوبیت خدا و نفى هرگونه شریك براى او و ایستادن با خضوع و كوچكى و بیچارگى در پیشگاه خداست.»(2)

در وجود انسان دو قدرت عقل و شهوت وجود دارد كه دائما در كشاكش نیز می‌باشند. حال چنین انسانی كه نیروی شهوات و هواهای نفسانی در وجودش قوی است قطعاً دچار گناه و لغزش هم می‌شود، و پنج بار نماز در مقابل پروردگار، به معنای اعتراف به گناهان و طلب آمرزش و بخشش است . در روایتی نیز آمده است: 

حال وقتی كه همه موجودات، خدا را تسبیح می‌گویند و او را عبادت می‌كنند ؛ آیا جا ندارد انسان كه اشرف مخلوقات است در برابر خداوند اظهار بندگی و عبودیت نماید و هیچ بودن خود را به منصه ظهور برساند و در مقابل پروردگارش خاكساری نماید؟

«نماز، با اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان پیشین و نهادن صورت بر زمین، پنج بار در شبانه‌روز، با عظمت خدا، همراه است.»(3)

حال كه هواى نفس، هر لحظه انسان را به غفلت و سركشى سوق مى‌دهد و به غرور و خودخواهى دعوت مى‌كند و به افزون‌طلبى و تمامیت‌خواهى فرا مى‌خواند باید در مقابل آن، عاملى بسیار قوى و نیرومند كه مقابل این رذایل سد شود؛ وجود داشته باشد تا او را به سمت عزت و عظمت انسانى سوق دهد و آن نماز است. چون نماز تنها عنصر بازدارنده از رذائل اخلاقى و گناهان است. و خداوند در آیه‌ای یكی از علل و خواص نماز را اینگونه معرفی می‌فرماید:

«أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ(4) ؛ نماز را برپا دار، كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد.»

و در روایتی از معصوم (علیه السلام) آمده است كه: «نماز موجب یاد خدا و دورى از غفلت و سركشى و باعث خشوع، فروتنى و خواهان طلب افزایش معنوى و مادى است.»(5)

فرشته از شیطان پرسید : قوی ترین سلاح تو برای فریفتن انسان ها چیست ؟
شیطان گفت به آنها می گویم : هنوز فرصت هست .
شیطان پرسید : قدرتمند ترین سلاح تو برای امید بخشیدن به انسان ها چیست ؟
فرشته گفت : به آنها می گویم : هنوز فرصت هست .